وقت پيش یادش دادم چطور وصل شود و سرچ کند در اینترنت باز هم این من هستم که باید برایش
بگردم دنبال عکس های هنرپیشه های جومونگ که بتواند چند قسمت جلوتر راحدس بزند.
گوگل را نعمت ميداند.من هم مي روم در همين نعمت و برايش مي نويسم سريال جومونگ و مي گردم.
چند تا عكس كه پيدا كردم و در فايلي به اسم جومونگ ذخيره كردم مي خواهم دست از سرم بردارد و
يا حداقل اگر مي خواهد ادامه دهد خودش بنشيند پاي كامپيوتر .اما ول كن نيست.گوشزد مي كند
كه عكس زن ها را اگر پاهاشان لخت است و لباسشان بد نمي خواهد.بيشتر روي عكس هاي پشت
صحنه تاكيد دارد .از خلال حر فهايش هم معلوم است شخصيت خوش تيپ از نظر هم كلاسي هايش
تسو (بازيگر نقش منفي است نه جومونگ).با دقت عكس ها را مي بيند.انتخاب مي كند و دستور
ذخيره كردن را صادر مي كند.من هم در همين بين چرخي مي زنم در قلم و فارس و خبر آنلاين و
وبلاگ دوستان كه جيغش در مي آيد.توضيح مي دهم كه به پروسه كلكسيون سازي هاي او از سريال
جومونگ آسيبي نمي رسد.راضي مي شود ما هم اين گوشه ها بهره خودمان را ببريم.....
تقريبا سي صفحه باز شده از گوگل را براي پيدا كردن عكس هاي اين سريال از نظر اين ها شاهكار
مي گرديم...جومونگ و سوسانو و ساير بازيگران را در حال صبحانه خوردن و خنديدن و گفتن هر چرت و
پرت ديگري ضبط و ثبت مي كنيم.به مسخره هايش مي خنديم و از فيلتر ها در اين يك مورد خاص بنده
واقعا خوشحال مي شوم .چون دوست ندارم جلوي او حداقل چيزي ببينم و ازمن سوالي بپرسد كه
ترجيح مي دهم جوابي ندهم ...
به كنجكاوي ها و كلكسيوني كه درست كرده كاري ندارم.فكر مي كردم كه اگر كره اي ها شاهنامه
داشتند چه مي كردند.درباره يانگوم يك خط كه بيشتر نداشتند.تمام جراحي هاي مغزو اعصاب و
حتي سزارين را كه از اسمش كاملا معلوم است به كدام بنده خدايي مي رسد ،به اسم يانگوم
كردند.
نمي خواهم بگويم استعداد بيشتري از ما دارند.قصد تمهيد و تكريم چشم بادامي ها را هم ندارم
ولي ذهن و مغز نويسنده و هنرمندي آن كارگردان واقعا جاي فكر كردن دارد.
آنقدر گره داستاني در اين سريال ريخته اند كه هر قسمت يك اتفاق تازه مي افتد.آن قدر جذابيت
خلق كرده اندكه حتي بعضي آدم ها كه گروه خونشان هم به سريال كش دارديدن يا اصلا سريال ديدن
نمي خورد با تمام مخاطبان جومونگ هم نوا شده اند و خوشحالند كه صداو سيما هرزمان كه
كه جاي خالي در جدول پخش دارد..جومونگ را مهمان خانه هاي ايراني مي كند.لباس هاي
سنتي و خوش رنگ و لعابشان را به رخ ملت ها مي كشند.زن ها و مردانشان را جنگ جو و قوي نشان
مي دهند و خلاصه اينكه از گذشته كره ،و آدم هاي تاريخش انسان هاي شريف وبي باكي را مي سازند
كه روي آرش و كاوه و فريدون مارا در وطن پرستي سفيد كرده اند.هم چنين به اتحاد مي رسند و مقابل
چين كه آن موقع ها پرقدرت وستمگر بوده مي ايستند.صحنه هاي جنگ را شلوغ وپر سرو صدا
در آورده اند.دوربين را خوب حركت مي دهند.اسب هاي قوي ( برعكس بعضي سريال هاي ما كه
اسب ها مردني اند)انتخاب كرده اند.ماجراهاي خاله خام باجي هم در قصر تدارك ديده اند كه همه را
راضي نگه دارد.با تمام اين اوصاف فكر كنم،ايراد گرفتن به ۱۱ ساله ها تا ۱۰۰ ساله ها كه اگر موقع
پخش جومونگ از شما صدا در بياد شهيدتان مي كنند،كار زياد درستي نباشد.
اين گوشه ها به ضمير ناخودآگاه آدم ها هم فكر مي كنم.كه وقت خريد وفروش،چقدر سال ها سريال
كره اي ديدن رويشان تاثير مي گذارد.فكر كنم زماني كه ما پيرشديم و بچه هاو خواهر برادر هاي كوچمان
كه با روياي مانند جومونگ شدن،رشد مي كنند بزرگ شوند..مملكت را يك جا بسپارند به بچه ها و
نواده هاي جومونگ و شاهنامه را هم آتش بزنند بريزند در شومينه.سريال چهل سرباز يادم مي آيد.
خنده ام مي گيرد.نه اينكه امكاناتش را نداشته باشيم يا هوش و توانايي اش را .انگار مي خواهيم
نسازيم.انگار تنبل شده ايم.دوست نداريم وقت بگذاريم و دست آخر،تنيجه تمام آش پختن هايمان
يوزارسيف از آب در مي آيد كه با كلي سوتي هاي ريزي و درشت ،جلسه نقدي برايش برگزار مي كنيم و
غسل تعميدش مي دهيم .احساس مي كنم ديگر نبايد به جومونگ بين ها ايرادي بگيريم .

