تبليغاتX
بلند ترین صدای دنیا
قبل از اینکه این مطلب را بخوانید از شما میخواهم برای چند لحظه چشمانتان را ببندید و یک قاتل زنجیره

 ای را که درمدت سه ماه مرتکب هفت قتل فجیع شده است را مجسم کنید و به قد و چهره و شخصیت او

 فکر کنید..و بعد به این سوال جواب دهید.قاتل شما زن بود یا مرد؟

..........انطباق ذهنی شما تا حدودی با دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم منطبق است...(طبق آمار از

 هر ۱۰نفر ۹ نفر قاتل را مرد تصور کرده اند ).به طور کلی زنان بزهکار ۴/۱ و مردان بزهکار ۷/۱ هستند .فکر

میکنید بزهکاری یک خصیصه  مردانه است..؟

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

۱-خصوصیات زندگی اجتماعی یک زن از عوامل موثر در این مسئله است.در جوامعی که تنها وظیفه زنان

آشپزی و نگهداری از کودکان است  و حتی در شرایطی که اقتصاد خانواده به کندی پیش میرود ..فرهنگ و

 تعصبات اجازه نمیدهند که زنان نیز برای بالا بردن کیفیت زندگی وارد عرصه اقتصاد شده و در تلاش برای

نان درآوردن باشند میزان بزهکاری کمتر خواهد بود..آمارها نشان میدهد در طی دو جنگ جهانی که

مردان زیادی کشته و عده بیشتری نیز در جنگ بودند زنان بار زندگی را بر دوش کشیده و بزهکاری زنان در

 این دوره به شدت افزایش پیدا کرد .هم چنین در جوامعی که مساوات اقتصادی بین زن و مرد ضرورت

گرفته نرخ بزهکاری زنان نسبت به جوامع سنتی رشد صعودی داشته است.

 

۲-بزهکاری زنان بیشتر مشمول بزهکاری ظاهری است تا قانونی .به این ترتیب که جرائمی وجود دارد که

 در حد یک شکایت ساده به کلانتری محل باقی می ماند..و به دادگستری راه پیدا نمیکند.خیلی از

 شاکی ها در منگنه عادات اجتماعی از شکایت صرفه نظر میکنند .


(که البته در کشور ما علاوه بر این به دلیل مسیر طولانی احقاق حقوق و بوروکراسی اداری نیز شاکیان از

 شکایات صرفه نظر میکنند.)

و این جرائم هیچ گاه ثبت نمی شوند تا برای زنان سوء سابقه باشد.عده ای هم معتقدند که تفاوت

آماری میان زنان و مردان بزهکار این گونه که در ظاهر مینماید فاحش نیست و ما نسبت به جرائم زنان با

 بزهکاری ظاهری مواجه هستیم زیرا بسیاری از جرائم زنان در لابه لای جرائم مردانه صورت میگرد و زنان

 و دختران بیشتر از مردان مورد عطوفت قضات قرار میگیرند.

 

۳-و اما ضعف فیزیولوژیکی که حتی با یک نگاه سطحی هم به نظر میاید.زنان نیروی بدنی لازم برای

ارتکاب بعضی جرائم را ندارند و درمقابل بعضی جرائم اصولا زنانه است و آنها در انجام آن مهارت بیشتری

 دارند.مثل سرقت از دست فروشها ..رها کردن کودک ...عیاشی و روسپی گری ..و بعضی جرائم هم وجود

 داردکه زنان و مردان در آنجام آن یکسان هستند مثل مسموم کردن و جنایات خانگی ...سوگند دروغ 

خوردن ..حریق های عمدی ...و البته نباید از نظر دور داشت که زنان به دلیل انگیزه ها قوی عاطفی زنانه

قضات را در کشف حقیقت با مشکل روبه رو میسازند.

۴-و مورد جالب اینکه در جوامع سنتی دختران بیشتر از پسران تحت مراقبت های خانواده قرار

میگیرند.دختر بچه ها یاد میگیرند که بایدبا قوانین منطبق بود.باید ملیح و ظریف بود با جنس مخالف رابطه

 نداشت و یا رابطه کنترل شده داشت ..و باید بی هیجان و آرام زندگی کرد..جالب تر این که آمار مددکاران

 اجتماعی نشان میدهد که در خانواده های از هم پاشیده دختران بزهکار بیشتر از پسران بزهکارند .در

کشورهای اروپایی اگر زنان از فقر به روسپیگری بپردازندمعمولا از مجازات معافند اما مردان بیکار و ولگرد به

 جرم ولگردی دستگیر شده و محکوم میشوند..

 

همه این عوامل دست به دست هم میدهد تا اعداد و ارقام به ما دروغ بگویند و یا شاید هم یک حقیقت

ثابت شده را اغراق گونه بیان کنند..

                                                                                                       (فاطمه پاک نیت)

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

فکر کنم معلوم بود که نثر من نیست .به هر حال ذهن ما رو به خودش مشغول کرده بود و من فکر میکنم

 

ارزش بررسی کردن را داشته ......(مسالینا)

+فرياد هاي ما (مسالينا)ـزينب كوهيار در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 18:13 |
چقدر مال گذشته ها شده این مادر بزرگ من ...مجله را ورق میزند .عکس کندی را میبیند ..میگوید:این

کندی رو  هم جوون کشتن بیچاره رو.........

۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵

ما میریم به سلامت (البت فعلا)...اما دیدارمان به قیامت نیست..فقط این که  میگم ..واسه هم کسایی که به

بلندترین صدا سر میزنن دعا میکنم... با بلندترین صدای دنیا

+فرياد هاي ما (مسالينا)ـزينب كوهيار در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 و ساعت 18:35 |
جمشید بالای سرم نشسته ..اصلا شعور نداره ..آخه نفهم آدم مگر آشغال تخمشو میریزه رو سر

دیگران ...باید ردش کنیم بره ..زیادی پر رو شده ..زنشو که روانی کرد ...طرف از یه باریکه فرار کرد رفت ..

مارم داره دیوونه میکنه ..خسته ام کرده ..زیادی صدا میده ...خسته شدم ازش ..دیروز یه متکا برداشتم

 پرت کردم طرفش .انگار نه انگار .یه ذره جیغ و داد کرد .این ور و اونور پرید بعد دوباره شروع کرد به تخمه

خوردن. آروم و بی خیال ..

 

آخ جمشید ..کاش ما هم مثل تو میتونستیم بیخیال باشیم .حسرت این خیال راحتت رو دارم ...

+فرياد هاي ما (مسالينا)ـزينب كوهيار در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 و ساعت 12:8 |
همین دیروز بود ...آخریشو دادیم و خلاص شدیم ...تابستون تازه شروع شد واسه ما ...

شکنجه امتحانات ..وجدانم میگه نگو این حرفها رو ...خوبه ادعای عشق به درس و دانشگاهم

 داری ...ولی نمیشه واقعا نگفت .....ببخشید! این پیرسون عزیز با این ضریب همبستگی و پیوستگی و

 چولگی مسخرش  به چه درد زندگی آینده ما میخوره ها؟؟؟؟

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

 

جدیدا میبینمش. هر جا من میرم میاد ..یعنی اگر بگی با من یه ریزه هم فرق داره نه والا. انگار خود

خودمم ...بعد که اون میره یه خط سفید میبینم که از دو طرف کشیده میشه و بعد محو میشه. مامان

تعریف میکرد دوستش این جوری بوده ....تو آشپزخونه داشت چای می اوورد بعد یهو گفت دکتر بهش

گفته از علائم ام اس اینه که آدم یه خط سفید میبینه .........................

 

خوب اینجور مواقع بهتره ادم دیگه نشنوه ..اگر جلوی مادرتهم هستی نباید لو بدی که تو هم یه خط

سفید میبینی که از دو طرف کشیده میشه و بعد هم محو میشه .. به نظر خودم که اسکیزوفرنی

بود ...اخه کدوم ادم طبیعی یکی مثل خودشو میبینه که دنبالش را ه افتاده  ،بعضی موقع ها هم بهش

میخنده ....بعد اون آدم یعنی خودت میری و یه خط سفید میاد که کشیده میشه از دو طرفو بعد هم محو

میشه .. بعد از مدت ها با مامان یه چای دو نفره خوردیم تنهایی ...اونقدر زیاد شوخی میکردم و

میخندیدم باهاش که خودم تعجب کردم ..البته تو دلم گفتم بذار تا لَغمه (لرزش بیمار گونه دست و پا )

نگرفتم شاد باشیم ...اگر یه روزی ازم خسته شد یاد این روزا بیفته و نذارتم تو یه سبد دم در که آشغالی

 برم داره ببره ..

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

روی روپوش دکتره نگاه میکنم .پر از خط سفید که دیگه معلوم نیست خطن ...میخنده و میگه" چیزی

نیست ..چشمات ضعیف شدن ....خدا را شکر ..ام اس خیلی بیماری دردناکیه .نه ،تو مریض نیستی."

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

 

میرم دانشگاه ،مثل همیشه موقع برگشتن به خونه اونقدر خندیدم که دور دهنم درد میکنه .رسیدم

 خونه .عقاید یک دلقک رواز کتابخونه برداشتم ..قراره بعد  از ظهرها باهم باشیم ..بهش سلام کردم

،روزنامش کردم که جلدش خراب نشه ،بعد گذاشتمش رو میز.هیشکس خونه نیست ..رفتم سر یخچال

گشنمه .نه یه چیز خنک .آها هندوونه .بهش نگاه میکنم ..یه خط سفید میبینم که از دوطرف کشیده

میشه میرسه به پوست هندوونه و بعد ،محو میشه .

+فرياد هاي ما (مسالينا)ـزينب كوهيار در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 و ساعت 16:14 |