دوستان و اطرافیان میدانند که در این یک چند روز غیبت .بنده به همراه
خواهر گرام افتخار زیارت و سیاحت در جنوب کشور را پیدا کردیم ..
اشتباه نکنید نه میخواهم از حال خوش معنوی اش بینویسم و نه از
نوستالوژی اش نه از همسفرای با حال و مشتی ا ش. انچه توجه من
وخیلی ها را به خودش جلب
کرد.یک.ستاد تبلیغاتی در شهر زیبای خرمشهر بود..هیچ فکر نیمکردم به
این شور و هیجان مردم حال و حوصله این کارها راداشته باشند ..
مبلغان این ستاد با زبان عربی از محسنات کاندیدای مورد نظر تعریف تمجید
میکردند و مردمی که به احتمال زیاد شام را هم مهمان همان کاندیدا بودند
دستمال به دست رقصی میکردند که بیا و ببین ...
همه میخندیند میگفتند ما به همین رای میدهیم ...مردم تماشا میکردندو
تشویق...
بعد از این ماجرا ..با خودم فکر کردم همین اقای کاندیدا قراراست چه چیزی
برای مردم خرمشهر به ارمغان بیاورد.....مردم هر سال رای میدهند ..هر
سال تشویق میکنند...هر سال منتظر می مانند و هر سال ...فقیر تر از قبل
یا بهتر بگویم محرووم تر از قبل ...و باز سال های بعد ...
و در آخر :وقتی ما حقی را برای خودمان قائل نشویم نباید انتظار داشته
باشیم که دیگران مارا به حساب بیاورند...

