تبليغاتX
بلند ترین صدای دنیا

من هميشه معتقدبودم آدمي كه ميخواد بنويسه و اين نوشته رو در اختيار ديگران

 

قرار بده بايد از قبل روي يك موضوع مطالعه كنه بعد بنويسه ..فكر ميكردم

 

احساس زود گذري كه دست مايه نوشتنِ بايد يه جا مخفي باشه و كسي اونو

 

نبينه ..خيلي ها هم اين شيوه رو قبول داشتن و دارن ولي بايد اعتراف كنم كه اين

 

سبك فكر هميشه هم جواب نميده گاهي آدم خوبه كه اين احساسات زود گذر رو

 

هم در مقابل ديد ديگران قرار بده .گاهي بهتره آدم اون حسي رو كه از شنيدن يا

 

ديدن يك صحنه بهش دست ميده با صداي بلند فرياد بكشه .

 

شايد چون تا الان اين كار رو زياد انجام ندادم خيلي از دوستاي قديم و جديد ميگن ما

 

تورو هيچ وقت نمي شناسيم چون خيلي چيزها رو نمي گي مثلا نميتونن درك كنن

 

اون كسي كه هميشه اونا رو شاد ميكنه گاهي دوست داره با صداي بلند گريه كنه

 

يا وقتي عكس العمل آدم رو در مقابل خيلي شرايط سخت ميبينن ميگن اصلاَ ازت

 

انتظار نداشتيم اينقدر ضعيف باشي چرا گريه كردي؟چرا چيزي نگفتي ؟چرا

 

ساكت بودي ؟ ناسلامتي روزنامه نگاري بابا! گريه مال اين رشته و شغل نيست .....

 

هميشه فكر مي كنم اگه تو موقعيتي باشم كه بين انجام وظيفه شغلي و انساني بايد

 

يكي رو انتخاب كنم چي كار مي كردم ...آيا بايد جنگ رو دوست داشت به خاطر

 

اينكه پر هيجان و خبر يا اينكه بايد دعا كرد جنگي نباشه به خاطر خيلي چيزها كه

 

از دست ميديم .............................................بايد هميشه از گل

 

وبلبل بگيم يا از خار گل هم بايد گفت ...آيا  هميشه بايد بگيم طرح امنيت اجتماعي

 

خوبه !به به!چه امنيتي .ولي وقتي باچشم خودت ميبيني كه يه دختر بنده خدا رو

 

به زور ميبرن تو ماشين گشت ارشاد بخندي و بگي  خوب بريم سر گل وبلبل

 

خودمون ..وقتي ميفهمي سهم ما از درياي زيباي خزر فقط و فقط 11 درصد چشمتو

 

ببندي و از ديدن سرباز هاي  كشور به اصطلاح دوست و همسايه( روسيه) تو

 

ساحل زيبا كنار در آينده اي نه چندان دور اصلا تعجب نكني ...نظرت چيه ؟؟؟؟

+فرياد هاي ما (مسالينا)ـزينب كوهيار در جمعه هجدهم آبان 1386 و ساعت 23:14 |